و دیگر ....
بی همتای من !
کمکم کن که خیلی..........!![]()
![]()
![]()
ای دل غافل ...........................................تو کجای این دایره ی بد فرم روزگاری که مدام تو را به دنبال خود می کشد بی هیچ سوالی و تو همچنان در این دایره ی بد فرم روزگار به گرد خود می چرخی بی هیچ جوابی !وای بر تو ای دل غافل !!!!!!!!تو نیز اسیر این دایره ای !!!!!!!!بی هیچ تردید!!!!!!
بی همتایم !
چقدر محتاج آرامشم ! آرامش ابدی!!!!!!!! ![]()
![]()
![]()
بغضی گرفته دارم
رنجی نهفته دارم
یک سینه ای پر از درد
یک روح خسته دارم
در پیش رویم اکنون ،
یک کوچه است،
رو به بن بست!!!!
بغضی می فشارد این گلویم
راهی نمانده من را ،
غیر از گریختن من، از من !
در شب اسیرم اما
دل تنگ ماهم ، خدایا
او هم هست دیگر
از من فراری ای داد!!!!!!!!
در حسرت نگاهم
اما نه از سر ترحم!
رنگی ندارد ای وای
دیگر نوشته هایم
گم شد دگر بغضم
در امتداد هر چه حسرت !!!!!
بغضی گرفته من را
اما نمی کند رهایم!
شبگرد یاغی ام اما ،
وامانده از همه جا
نگاه خسته ام گویا ،
می کاود زندگی را
اما نصیبش نیست ای داد!!!!!!!!
جز یک سراب بی رنگ!