تبليغاتX
بغض گرفته
بغض گرفته
بهم گفتن بسوز و بساز ، سوختم و ساختم اما همه ی زندگیم رو باختم!
 

بی همتایم !

چقدر محتاج آرامشم ! آرامش ابدی!!!!!!!! 

 

بغضی گرفته دارم

رنجی نهفته دارم

یک سینه ای پر از درد

یک روح خسته دارم

 

در پیش رویم اکنون ،

یک کوچه است،

 رو به  بن بست!!!!

بغضی می فشارد این گلویم

راهی نمانده من را ،

غیر از گریختن  من، از من !

 

در شب اسیرم اما

دل تنگ ماهم ، خدایا

او هم هست دیگر

از من فراری  ای داد!!!!!!!!

 

در حسرت نگاهم

اما نه از سر ترحم!

 

رنگی ندارد ای وای

دیگر نوشته هایم

گم شد دگر بغضم

در امتداد هر چه حسرت !!!!!

 

بغضی گرفته من را

اما نمی کند رهایم!
شبگرد یاغی ام اما ،

وامانده از همه جا



نگاه خسته ام گویا ،

می کاود زندگی را

اما نصیبش نیست ای داد!!!!!!!!

جز یک  سراب  بی رنگ!

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم فروردین 1387 توسط یاغی
Blog Skin
موسيقي وبلاگ