تبليغاتX
بغض گرفته
بغض گرفته
بهم گفتن بسوز و بساز ، سوختم و ساختم اما همه ی زندگیم رو باختم!
 

حس می کنم باید از اینجا برم ، جایی که هیشکی راهش رو  بلد نیست !

 

باید برم !!!!!!!!!!!

 

چند وقتیه که می خوام ....! 

 

          **********

 

در تب و تاب رفتنم به فکر راهی شدنم !

تو ای همیشه همسفر ، مرا شناختی تو اگر

مرا پس از من بنویس ، به هر کس از من بنویس

ای تو هوای هر نفس ، به هر نفس از من بنویس

 

مرا به دنیا بنویس ، همیشه تنها بنویس

با آب و خاک و آتش  و باد ، برای فردا بنویس

 

نفس اگر امان نداد ، روی خوشی نشان نداد

رفت و دوباره بر نگشت  مرا دوباره جان نداد

 

نفس اگر توان نداد ، مرا دوباره جان نداد

به این  همیشه نا تمام ، زمان اگر امان نداد

تو جای من باش و بگو ، زبان من باش و بگو

بر سر گلدسته ی عشق،  اذان من باش و بگو  

 

بگو مثل من کسی  ، به پای عشق سر نداد

از آن سوی آبی آب،  خبر نشد خبر نداد!

 

      *******

من که تو لاک خودم بودم !

یه عمریه که من مردم !

نمی دیدی مگه هر روز، سر خاک خودم بودم !!!!!!

 

                 **********

 

همه ی حرفام شدن این چند خط ترانه !

 

               ***********

میدونم خسته ی راهی ، میدونم  تازه رسیدی

میدونم حتی هنوزم ، جای خالیم و ندیدی

گل خشکیده تو گلدون ، داره داد می زنه رفتم!

کاشکی زودتر می رسیدی  ، خیلی چشم به رات نشستم

 

جز به جاده دل سپردن واسه من نمونده راهی

امشب آخر ترانه ، گم می شم ته سیاهی

خیلی سخته  وقت رفتن ، حس کنی تنها ترینی!

وقتی  پشت  سر یه سایه م ، پی بدرقه ات ندیدی

چشماتو ببند و فکر کن ، هر چی دیدی یه سرابه

وعده گاه مون از این پس ( عزیزم )کوچه های خیس خوابه !

 

........................................

نمی دونم چرا دیگه نمی تونم بنویسم ! خسته شدم از بس اومدم و زل زدم به صفحه ی سفید بلاگفا ...!حس می کنم که باید یه مدتی نباشم شاید که ....!


نوشته شده در تاريخ شنبه یازدهم آبان 1387 توسط یاغی

 

کاش همیشه شب بود

تا چشم هایم

بهانه ی بستن داشت

می خواهم  نبضم با نفس های تو بتپد

ای همیشه  تنهای من !


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم آبان 1387 توسط یاغی
Blog Skin
موسيقي وبلاگ