تبليغاتX
بغض گرفته
بغض گرفته
بهم گفتن بسوز و بساز ، سوختم و ساختم اما همه ی زندگیم رو باختم!

 

هیس!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم خرداد 1388 توسط یاغی
 

 

خیلی........

خسته ام خدااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388 توسط یاغی

 

با تمام سکوتم فریاد می زنم :

 

مادرم !

 

روزت مبارک !

 

بغض می کنم !

 

به جای خالی ات می نگرم !

 

و خاطراتم را مرور می کنم که بی تو چسان سر د  و بی روح گذشتند !

 و دستانم که خالی است از هدیه برای تو بهترینم !

و دست هایت که چه دور است برای گرفتن کادو از من !

 

مادرم !

 

تنهای تنهایم !مادرم بغض راه نفسم را بسته ! حالا که ..............

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 توسط یاغی
 

بالاخره تونستم پیوندهای عصیانکده ی تنهایی هامو غربال کنم ! خیلی ها بودن که فقط اسما وجود داشتن و ...غربال کردن خاطراتم چقدر سخت بود ! ولی ................

 

بی همتام دیگه حرفی برا گفتن ندارم ! 

 

هیچ وقت خودم رو نمی بخشم !

هر موقع  کسی رو داشتی بدون که من تنهام  و هر موقع که تنها شدی بدون که من کسی رو دارم!!!!!

 

 

بین راست و دروغ گم شدیم !

اینم از انتخابات!!!!!!!!!!!عجب!


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 توسط یاغی
 

دوباره
درسهايم را دوباره خواهم خواند
و مشقهايم را ،‌ دوباره خواهم نوشت
شايد اشتباهي شده است
و من دوباره آغاز خواهم كرد
و از حالا تااكنون
فاصله زيادي است


نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 توسط یاغی
Blog Skin
موسيقي وبلاگ